Copyright ©
Philip M. Parker
,
INSEAD
.
Terms of Use
.
Farsi English Dictionary
مربوطبه مردم وزبان انگلیسی
فرهنگ & تفسير
Definition - معني
INDEX
' ' ﻝﻜﺸ ﻥﻴﺎﺒ ﻝﻭﻘ ﻝﻘﻨ ﻥﺎﺸﻨ - ﻡﺩﺎﺼﺘ ﻯﺍﺩﺼ
ﻡﺼﺍ - ﻯﺩﻨﺎﻤﺭﻨ ﻝﻫﺍ
ﻯﺩﻴ - ﻯﺭﮒ ﻩﻠﻴﺤ
ﻯﺭﮔ - ﻯﺭﺎﭙﺴﻜﺎﺨﺒ
ﻯﺭﭙ - ﻥﻴﺍ ﺎﺒ
ﻥﻴﺠ - ﻥﻌﻁ
ﻥﻌﻠ - ﻥﺘﻔﺎﺒﺍﻭ
ﻥﺘﻤ - ﻥﺘﺭﺎﻜ
ﻥﺒ - ﻥﺩﻴﭙﺎﭽ
ﻥﺩﻋ - ﻥﺩﺯﺎﭙﺎﺒ
ﻥﺩﺸ - ﻥﺼﺤﺘ
ﻥﺍﻭ - ﻥﺎﮔﺎﻴﺯ
ﻥﺎﺠ - ﻩﻴﻨﺎﺜ ﺭﺩ ﺕﻤﻻﻋ
ﻩﻴﻘ - ﻩﻭﻴﺭﮔ
ﻩﻭﻘ - ﻩﺸﭙﺸ
ﻩﺘ - ﻩﺩﮊﻤ
ﻩﺩﺭ - ﻩﺭﻘﺭﻘ ﺥﺭﭽ
ﻩﺭﻔ - ﻰﻠﻭﭙ
ﻰﻠﻜ - ﻰﻨﺴﻭﺴ
ﻰﻨﺸ - ﻰﻨﭙﺍﮊ ﻩﻤﺎﺠ
ﻰﻴﻻ - ﻰﻴﺎﭙﺎﺠ
ﻰﻘ - ﻰﻤﺤﺭﻴﺒ ﻭ ﻰﻫﺍﻭﺨﺩﻭﺨ ﺎﺒ
ﻰﻤﺩ - ﻰﭽﻔﺍﺭﮔﻠﺘ
ﻰﭽﻤ - ﻰﺸﺸﭽ
ﻰﺸﺘ - ﻰﺒﻜﺭﻤ
ﻰﺒﺍ - ﻕﺌﺎﻔ
ﻕﺎﻁ - ﻭﻬﻴﺎﻫ
ﻝﻬﭽ - ﻝﺒﻁﺼﺍ ﺭﺘﻬﻤ
ﻁﺒﺭ - ﻊﻴﺴﻭﺘ
ﻊﻴﺒ - ﻙﺩﺎﺴ
ﻙﺍﻭ - ﺡﺯﻘ ﻭ ﺱﻭﻘ
ﺡﺴﻤ - ﺯﺭﺎﺒﻤ
ﺯﺭﭙ - ﺱﺎﺴﺍﻰﺒ
ﺱﺎﺘ - ﺩﻨﺎﺒﺴﭽﻰﻤ ﻯﺭﺍﻭﻴﺩ ﺫﻏﺎﻜ ﻩﻜﻴﺴﻜ
ﺩﻨﭙ - ﺩﺘﻔﺍﻰﻤ ﺩﻨﻤﻜ ﺭﺩ ﻩﻜ ﻯﺩﻴﺼ
ﺩﺘﻤ - ﺵﻴﺘﻔﺘ
ﺵﻴﺒ - ﺕﻠﺎﺼﺍ
ﺕﻨ - ﺕﻭﻜﺴﻠﺍ ﻕﺤ
ﺕﻭﺍ - ﺕﺒﺭﺎﻘﻤ ﺭﺩﻝﺍﺯﻨﺍ ﺕﻠﺎﺤ
ﺕﺒﺜ - ﺹﻠﺎﺨﺎﻨ ﺯﻠﻔ
ﺹﻨ - ﺭﻴﺤﺘﻤ ﻭ ﺏﺠﻌﺘﻤ
ﺭﻴﺩ - ﺭﻭﺨﺭﭙ
ﺝﻭﺯ - ﺭﺨﻨﻤ
ﺭﺨﻔ - ﺍﺩﺯﺩﻨﮔ ﻩﺩﺎﻤ
ﺭﺩﺴ - ﺭﺍﺩﭙﻭﺘ ﻙﭽﻭﻜ ﻭﺎﻨ
ﺏﺭﺼ - ﺭﺎﺘﺎﺘ
ﺏﺎﺒ - ﺎﻀﻴﺍ
ﺎﻀﻘ - بدونمناقشه
بدوى - برامده بودن
براى - برهنگي گراى
برهنه - با فنر
باب - باخستگي راه رفتن
باخت - باسليقه تهيه شده
باسکی - باهستگي
باهو - بصف كردن
بصیر - بسطوتوسعه یافتن
بست - بومه رانگ
بومی - بنفشه سه رنگ
بنفع - بهوافرستادن
بهگرا - بی پروپا
بی پا - بي فكر
بيبرگ - بيكراني
بيكار - در فكر شخص خود
درب - درختكاري كردن
درختی - درمنتهياليه
درمنه - دارايي منقولي كه بارث رسيده باشد
دارزن - دعوتكردن
دعوى - دستپاچه كردن
دستك - دورموتور
دورى - دله مانند
دله - دفترمهردارسلطنتی
دفترى - شبيهسازى كردن
شدت - شاهماهی دوساله
شاهپر - شوخيكردن
شوس - شپشك گياهي
شك - شيی محسوس
شيي - راحت كردن
راغ - رسمي كردن
رسميت - روکفشی
روند - رنگ فندقی
رنگ - ريسيدن
ريحان - آلپاکا
آلپی - ابلاغيه رسمي
ابلق - ادمگمنام
ادمک - ارايهء نقش
ارج - اخذرای دسته جمعی
اخص - اعزام كننده
اعسار - از نسل هارون
از نو - ازموقع گذشته
ازمون - استونی
استوى - اتليه
اتکا - اقامنشانه
اقامه - اندامهاي كسي را كشيدن
اندود - انگنار
انگم - امادهكردن
امار - افتتاحي
ای - جرأت اشتباه کردن داشته باشيد
جراح - جاپ بوسيله برق
جاپا - جوابگويي
جواز - جنی زیرزمینی
جنین - خردمندانه
خردى - خانمها
خانِه - خودبزرگسازى
خودبس - خولنجان مصرى
خوک - خيالپرستي
خيالی - صدايخرناس كردن
صدايي - صفت فرعی
صفت - طبيعت يا ماهيت چيزى را عوض كردن
طبيعی - عبراني كردن
عبرت - عاجزكردن
عاجل - عقبافتاده
عقبه - عنقريب
عنقا - زبانقديميمردمايوني يونان
زبانه - زن يا شوهر
زن - زكيسه
زفاف - سبك كردن
سبك - سرودوتسبیح خواندن
سرودن - ساق پوش
ساق - ستارهنوردى
ستارك - سگ كوچك ودست اموز چيني
سگ - سه قلو
سه لا - سياستمداري
سياسی - تدهین کردن
تدهين - ترکیدن
ترکیه - تاقديس
تاقک - تذهيب كردن
تذكر - تزءینی
تزءين - تحميق كردن
تحميل - توفاني شدن
توی - تندشدن
تندر - تمايلات جنسي
تمجمج - تيزدندان
تيزرو - حاشيهنويسي
حاره - غشاء پوششي
غشاءی - غیرفنی وغیرعلمی
غیاب - حوضچه
حوزه - حفركننده
حفاظ - واداریامجبورکردن
وادى - وجودلکه های زردغیرمنظم درزیرپوست
وجودى - وكيل مشاور
وفا - گره پشم يا پارچه
گره - گوشتخوك
گوشتی - گندمگون
گندمه - قبه دار
قبه - قابلنصب
قابله - قطع كننده
قطع - قلم پاى خوك
قلمبه - لا غري
لا حق - لولیدن
لولي - کارتون
کارتن - کنارکشیدن
کناره - نشمرده
چشمک - نائل شدني
ناب - ناگفته
چاق - نايافته
نايژه - چوب فندق
چوب - نوعيگنجشك
نوزده - نقص كردن
نقص - نهفته
نهی - چفت كردن
نفتا - نيستي
نيت - هرماهه
هرمی - هم کار
هم کف - هيئت يا كميته
هيبت - مدینه فاضله
مديد - مربوطه به اهنگ صدا
مربی - مريزاد
مريم - ماسهاى
ماسك - مايوی يك تكه
مايل - مخمل كبريتي
مخملی - معذورداشتن
معذلک - مستلزمبودن
مستند - متغيير كردن
متحمل - مغزمیوه
مغزى - موج ياب
موج - مقرون به ادب
مقرّ - منشورى
منشی - مهاردررفته
مهارت - ميخانه
ميخوش - پر مغز
پر مو - پرچمن
پرچمی - پالونه
پالکی - پودرکردن
پودرى - پنجابي
پنجاه - پيشديد
پيشرس - پيكه
پفک - كارآيی
كارا - كسی يا چيزى كه متصل بالا و پايين رود يا داخل و خارج شود
كسي - كلا هي كه هنگام اجراي حكم اعدام برسرمحكوم گذارند
كلا م - كمال پذيرى
كمان - فراگيري
فراق - فاصلهگذاشتن
فاضل - یکزوج برگچه
یکسره - يكايكي
يكجا - فكر كننده
فكرا - فِكر كَردَن
روند
روند برنامه
روند كنترل
رونده
رونده همیشگی
رونده هميشگي
رونده
رونده هميشگي
روندى
روندی
رونشان ندادن
رونشان ندادن
روناس
روناس
روناسیان
روناسيان
رونتگن
رونتگن
رونوشت
رونوشت برداشتن
رونوشت بردار
رونوشت بردارى به وسيله عكاسی
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
رونوشت برداري بوسيله عكاسي
رونوشت خيلی كوچكتر از اصل
رونوشت عينی
رونوشت گواهی شده وصیت نامه
رونوشت گواهی شده وصيت نامه
رونوشت گواهي شده وصيت نامه
رونوشت
رونوشت برداشتن
رونوشت بردار
رونوشت بردارى بوسيله عكاسي
رونوشت خيلي كوچكتر از اصل
رونوشت گواهي شده وصيت نامه
رونویس بردار
رونویس کردن
رونویس کننده
رونویسی کردن
رونویسی کننده
رونويس بردار
رونويس گر
رونويس كردن
رونويس كننده
رونويس بردار
رونويس كردن
رونويس كننده
رونويسي
رونويسي
رونويسي كردن
رونويسي كننده
رونق بخش
رونق دهنده
رونق تازه
رونق یافتن
رونق يافتن
رونق دهنده
رونق تازه
رونق يافتن
رونما
رونما دادن
رونما دادن
روم
رومبلی زدن
رومبلي زدن
رومی
رومی وار
رومیزی
رومي
رومي
رومي وار
روميزى
روى
روى برتافتن
روى درهم كشيدن
روى داد
روى داد شانسي
روى داد ناگوار
روى دادن
روى دادن
روى دست كسي رفتن
روى دهنده
روى دهنده
روى شكم خوابيده
روى اب نگاهداشتن
روى ابايستادن
روى اسكناس
روى اتش پختن
روى ان
روى خاك
روى صفرميزان كردن
روى صفحه اى گراور كردن
روى طبل
روى زمين خوابيده
روى زمين توليد شده روى زميني
روى زمين كشيدن و چرك كردن
روى ساحل
روى سندان كوبيدن
روى سكوب بلند قراردادن
روى سكوب بلند قراردادن
روى سكه
روى سكه
روى سيخ يا انبر كباب كردن
روى تخم خوابيدن
روى تخمنشين
روى گرداندن از
روى نوار ضبط صوت صدا را ضبط كردن
روى چه
روى چه چيز
روى چيزى را لعاب دادن
روى چيزى را پوشانيدن
روى چيزى اب ريختن
روى چيزى حساب كردن
روى چيزى حك كردن يا نوشتن
روى چيزى حك كردن يا نوشتن
روى چيزى گستردن
روى چيزى گستردن
روى چيزى قرار گرفتن
روى چيزى قرار گرفتن
روى چيزى نوشتن
روى چيزى نوشتن
روى نيمكت يامسند قضاوت نشستن يا نشاندن
روى هر چيزى
روى هوا يا آب شناور ساختن
روى هوايا اب شناور ساختن
روى هم رفته
روى هم انباشتن
روى هم چاپ كردن
روى هم
روى هم رفته
روى هم افتادن
روى هم قرار گرفته
روى همقرار گرفته
روى همچاپ كردن
روى ماشين بولدوزكار كردن
روى معده
روى محورگرديده
روى ميز زدن
روى ميز گذاشتن
روى پرده افكندن
روى پايه قرار دادن
روى پنجه پا ايستادن
روى كشتي
روى كاغذ نوشتن
روى كفل افتادن
روپوش
روپوش بلند
روپوش دار
روپوش دار كردن
روپوش دارکردن
روپوش زنانه
روپوش زنانه دوختن
روپوش تختخواب
روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
روپوش كشي
روپوش
روپوش دار
روپوش دار كردن
روپوش زنانه
روپوش زنانه دوختن
روپوش تختخواب
روپوش كشي
روپنهان کردن
روپنهان كردن
روپنهان كردن
روپيه
روپيه
روكش
روكش اكسيدى
روكش زدن
روكش چوب مخصوص جعبه يا مبل وغيره
روكش كردن
روكش كردن لا ستيك
روكش كردن لاستيك
روكش فلزي
روكش
روكش بااب الومينيوم دادن
روكش بالش
روكش زدن
روكش زدن به
روكش مبل و صندلي
روكش متكا
روكش كردن
روكش كردن لاستيك
روكش فلزى
روكشدار
روكشی فلزى
روكشي با سيم و زر و غيره
روكشي با سيم و زر و غيره
روكردن به
روكار
روكارى تازه كردن
روكلاهي سفيدى كه پشت گردن را نيز از افتاب محفوظ ميدارد
روكفشی
روكفشي
روكفشي
روفتن
روفتن
روی
روی برتافتن
روی در هم کشيدن
روی داد
روی دادشانسی
روی دادن
روی دست کسی رفتن
روی دهنده
روی اب ایستادن
روی اب نگاهداشتن
روی اسکناس
روی اتش پختن
روی خاک
روی صحنه ء نمایش ظاهرشدن
روی صفرمیزان کردن
روی عرشه
روی زمین خوابیده
روی ساحل
روی سکه
روی سندان کوبیدن
روی سیخ یاانبرکباب کردن
روی تخم خوابیدن
روی گرداندن از
روی کشتی
روی کاغذنوشتن
روی کول انداختن
روی کفل افتادن
روی چنگک گذاردن لباس وغیره
روی چه
روی چیزی رالعاب دادن
روی چیزی راپوشانیدن
روی چیزی اب ریختن
روی چیزی حساب کردن
روی چیزی قرارگرفتن
روی چیزی چرخیدن
روی نیمکت یامسندقضاوت نشستن
روی هرچیزی
روی هوایااب شناورساختن
روی هم
روی هم رفته
روی هم ریختن
روی هم انباشتن
روی هم اندازی پاها
روی هم افت
روی هم افتادن
روی هم افتاده
روی هم قرار دادن
روی هم قرارگرفته
روی ماشین بولدوزکارکردن
روی ماه فرود آمدن
روی محورگردیده
روی میزگذاشتن
روی پرده یاتلویزیون نمایش دادن
روی پاشنه گشتن
روی پاشنه چرخیدن
روی پاایستادن
روی پایه قراردادن
روی پنجه پاایستادن
روی یک پاجستن
روی يخ اسكی كردن
رویداد
رویدادبد
رویدادن
رویدادن مجدد
رویدادناگوار
رویش شاخه
رویش انشعابی
رویش زگیل مانند
رویا
رویاءی
رویاءی بودن
رویابین
رویادیدن
رویاروءی
رویاروی شدن
رویاگرای
رویان شناسی
رویانیدن
رویت
روینده ورشدکننده دردرون چیزدیگری
رویه
رویه تجاوزکارانه داشتن
رویهم
رویهم انباشتن
رویهم افتاده
رویهم قراردادن
رویهمرفته
روي
روي برتافتن
روي درهم كشيدن
روي داد
روي داد ناگوار
روي دادن
روي دست كسي رفتن
روي دهنده
روي اب ايستادن
روي ان
روي امواج بالا وپايين رفتن
روي خاك
روي صحنه ء نمايش ظاهرشدن
روي طبل
روي زمين خوابيده
روي زمين كشيدن و چرك كردن
روي ساحل
روي سندان كوبيدن
روي سكوب بلند قراردادن
روي سيخ يا انبر كباب كردن
روي تخم خوابيدن
روي چه
روي چه چيز
روي چيزي را لعاب دادن
روي چيزي اب ريختن
روي چيزي حساب كردن
روي چيزي حك كردن يا نوشتن
روي چيزي گستردن
روي چيزي قرار دادن
روي چيزي قرار گرفتن
روي چيزي چرخيدن
روي چيزي نوشتن
روي نيمكت يامسند قضاوت نشستن يا نشاندن
روي هم رفته
روي هم انباشتن
روي هم افتادن
روي هم قرار گرفته
روي ميز گذاشتن
روي پرده افكندن
روي پا ايستادن
روي پاشنه گشتن
روي پايه قرار دادن
روي كاغذ امدن
روي كاغذ نوشتن
روي كفل افتادن
روي يخ اسكي كردن
روي يك پاجستن
رويداد
رويداد بد
رويداد برونی
رويداد بروني
رويداد درونی
رويداد دروني
رويداد ناگوار
رويداد ناگهاني
رويدادن
رويدادن مجدد
رويش
رويش برونی
رويش بلند تر
رويش درونی
رويش دروني
رويش شاخه
رويش از روپوست
رويش انشعابي
رويش زگيل مانند
رويش توام
رويش غيرطبيعی استخوان
رويش ناهنجار
رويش كننده
رويش
رويش بلند تر
رويش دروني
رويش از روپوست
رويش زگيل مانند
رويش توام
رويش گوشتي
رويش ناهنجار
رويش ناهنجارنسوج
رويش مو در پشت زهار
رويش كننده
رويا
رويا ديدن
رويا گراى
رويابين
رويابين
روياروى شدن
روياروي شدن
رويارويي
رويارويي
رويان
رويان شناسی
رويان
رويان شناسي
رويانی
روياني
روياني
رويانيدن
رويانيدن
رويامواج بالا وپايين رفتن
رويايی
رويايي
رويايي بودن
رويايي
رويايي بودن
رويت
رويت کردن
رويت
رويت كردن
رويگر
روينده
روينده بر روى زمين
روينده در ميان مواد پوسيده و فاسد
روينده و رشد كننده در درون چيز ديگري
روينده و رشدكننده در درون چيز ديگرى
روينده
روينده و رشد كننده در درون چيز ديگرى
رويه
رويه ء صندلي
رويه بازگشتی
رويه شير
رويه اى
رويه گرا
رويه کفش
رويه
رويه بازگشتي
رويه شير
رويه خامهاى كيك يا شيريني
رويه ترميمي
رويه تجاوزكارانه داشتن
رويهء صندلي
رويهاى
رويهگرا
رويهم
رويهم انباشتن
رويهم افت
رويهم افتاده
رويهم قرار دادن
رويهم قراردادن
رويهم
رويهم ريختن اموال
رويهم انباشتن
رويهم افت
رويهم افتاده
رويهم قرار دادن
رويهم قراردادن
رويهمرفته
رويهمرفته
رويكول انداختن
رويي
رويي
روييدن
روييدن
روييده
روييده
رويين
رويين
رويين تن
رگ
رگ برگ شدگی
رگ برگ شدگي
رگ به رگ کردن یاشدن
رگ به رگ كردن يا شدن
رگ به رگ كردن ياشدن
رگ بيرون بر
رگ دار
رگ دار كردن
رگ دارکردن
رگ شناسی
رگ شناسي
رگ زنی
رگ زني
رگ و پی
رگ و پي
رگ وپی
رگ وپي
رگ گردش خون
رگ ميان
رگ ميان برگ
رگ
رگ برگ شدگي
رگ به رگ كردن ياشدن
رگ بيرون بر
رگ دار
رگ دار كردن
رگ شناسي
رگ زدن
رگ زني
رگ و پي
رگ وپي
رگ گردش خون
رگ ميان
رگ ميان برگ
رگبرگ
رگبرگ آذين
رگبرگ اذين
رگبرگ
رگبرگ اذين
رگبار
رگبار باران
رگبار تند باريدن
رگبار تند باريدن
رگبار گرفته
رگبار همراه با رعد وبرق
رگبارباران
رگبارتندباریدن
رگبارگرفته
رگبارگلوله
رگبارگلوله
رگبارى
رگباری
رگبال
رگبی
رگزن
رگزن
رگزنی
رگزني
رگزني
رگه
رگه بزرگ طلا يا نقره
رگه بزرگ طلایانقره
رگه بندى
رگه بندي
رگه دار
رگه دارشدن
رگه رگه كردن
رگه نازک معدن
رگه معدن
رگه كوچك
رگه
رگه بزرگ طلا يا نقره
رگه بندى
رگه بندى جانور
رگه دار
رگه دار شدن
رگه رگه
رگه رگه كردن
رگه اصلي
رگه نازك معدن
رگه كوچك
رگهداركردن
رگهمعدن
رژه
رژه رونده
رژه رفتن
رژه رفتن برای صلح
رژه پر سروصدايي همراه با كرنا و بوق
رژه
رژه رونده
رژه رفتن
رژیم
رژیم سلطنتی
رژیم گرفتن
رژيم سرمايه داري
رژيم گرفتن
رژيم
رژيم سرمايه دارى
رژيم سلطنتي
رژيم گرفتن
رق
رقابت
رقابت آزاد در نظام سرمايه دارى
رقابت آميز
رقابت ازاد درسيستم سرمايه داري
رقابت کردن
رقابت کردن با
رقابت کننده
رقابت كردن
رقابت كردن با
رقابت
رقابت اميز
رقابت كردن
رقابت كردن با
رقابت كننده
رقابتي
رقابتي
رقاص
رقاص حرفه اى
رقاص يا بازيگر روي بند
رقاص
رقاص حرفه اى
رقاص يا بازيگر روى بند
رقاصه
رقاصه برهنه
رقاصه بالت
رقاصه ژاپونی
رقاصه
رقاصه برهنه
رقاصه بالت
رقاصه روى نوك پا
رقاصه ژاپوني
رقاصك ساعت
رقاصك ساعت
رقاصی کردن
رقاصي كردن
رقص
رقص برزيلی سامبا
رقص بانقاب های مضحک وناشناس
رقص بانقاب هاي مضحك وناشناس
رقص داراى حركات سريع و جهش هاى مداوم
رقص دسته جمعي دايره وار
رقص شمشير
رقص راك اندرول
رقص رومیا
رقص روي نوك پا
رقص اراءی
رقص ارايي
رقص ارواح
رقص اسپانيايی
رقص سوینگ
رقص سوينگ
رقص سياهان
رقص تانگو
رقص تند دو نفرى ايتاليايی
رقص تند كوليها اسپانيا
رقص تكي
رقص ورزشی وهنری
رقص گروهی
رقص گروهي
رقص لخت
رقص لهستانی پولکا
رقص لهستانی پولكا
رقص کنان حرکت کردن
رقص نشاط انگيز سه ضربی لهستانی
رقص چهار ضربي اسپانيولي
رقص چهارضربی اسپانیولی
رقص همراه با برهنگی تدريجی رقاصه
رقص همراه بابرهنگی تدریجی رقاصه
رقص مارپيچی
رقص مخصوصادرتلاتروغیره
رقص محوري
رقص محلی امريكا
رقص محلي امريكا
رقص كنان حركت كردن
رقص یااهنگ سبک وبدون ضرب
رقص يا اهنگ سبك وبدون ضرب
رقص
رقص برزيلي سامبا
رقص بانقاب هاى مضحك وناشناس
رقص دسته جمعي دايره وار
رقص دو ضربي كوبا
رقص دوگامي
رقص روميا
رقص روى نوك پا
رقص ارايي
رقص سوينگ
رقص تانگو
رقص تند
رقص تند دو نفرى ايتاليايي
رقص تند كوليها اسپانيا
رقص ورزشي و هنرى
رقص گروهي
رقص لخت
رقص لهستاني پولكا
رقص نشاطانگيز سه ضربي لهستاني
رقص چوبي
رقص چهار ضربي اسپانيولي
رقص چهار نفرى كردن
رقص همراه با برهنگي تدريجي رقاصه
رقص مخصوصا درتئاتر وغيره
رقص محورى
رقص ملواني
رقص يا اهنگ سبك وبدون ضرب
رقص ياسازميان دو پرده
رقص فلامنكو
رقصی
رقصیدن
رقصي
رقصيدن
رقصيدن
رقت
رقت بار
رقت اور
رقت اوردن بر
رقت انگیز
رقت انگيز
رقت قلب
رقت
رقت بار
رقت اور
رقت اوردن بر
رقت انگيز
رقت قلب
رقومی
رقومي
رقّت بار
رقّت انگيز
رقم
رقم بازگردنده
رقم شكاف پركن
رقم اعشاري لگاريتم معمولي
رقم خورده
رقم علامت نما
رقم معنی دار
رقم متعادل کننده
رقم متعادل كننده
رقم پايين رتبه
رقم
رقم دودويي
رقم دهدهي
رقم دهدهي رمزى
رقم اعشارى لگاريتم معمولي
رقم تقلي جزئي
رقم قرضي
رقم نقلي
رقم نقلي پخش شده
رقم هشت هشتي
رقمی
رقمي
رقمي
رقمي به قياسي
رقمي شده
رقمي كردن
رقمي كننده
رقیب
رقیب شدن
رقیق
رقیق شدن
رقیق وشدن
رقیق کردن
رقیق کننده
رقيب
رقيب
رقيب شدن
رقيق
رقيق شدگي
رقيق شدن
رقيق القلب
رقيق سازي
رقيق و ابكي
رقيق كردن
رقيق كننده
رقيق
رقيق شدگي
رقيق شونده
رقيق سازى
رقيق كردن
رقيق كننده
رل
رل بازی کردن
رل بازي كردن
رل دار
رل دیگری بازی کردن
رل ماشین
رل ماشين
رل
رل بازى كردن
رل دار
رل ديگرى بازى كردن
رل ماشين
رله
رله
رک
رک و راست
رک وبی پرده
رک وراست
رک وساده
رک گو
رک گوءی
رک نگاه کردن
رکاب
رکاب زدن
رکاب ساختن
رکاب ماشین
رکود
رکورد
رکوع کردن
رکن
رکیک
رند
رندانه
رندانه
رنده
رنده اى كه با آن كنش كاو درست كنند
رنده اي كه با ان كنش كاو درست كنند
رنده کردن
رنده نجاری
رنده نجاري
رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
رنده مخصوص رشته كردن سيب زمينی و خمير
رنده كردن
رنده
رنده نجارى
رنده كش
رنده كردن
رندهاى كه با ان كنش كاو درست كنند
رندهكر دن
رندى
رندي
رنج
رنج بردن
رنج برنده
رنج اور
رنج زحمت
رنج و عذاب دادن
رنج وعذاب دادن
رنج ومحنت
رنج کبود
رنج
رنج بردن
رنج برنده
رنج اور
رنج زحمت
رنج و عذاب دادن
رنج ومحنت
رنج كبود
رنجبر
رنجش
رنجش آور
رنجش اميز
رنجش میز
رنجش
رنجش اور
رنجش اميز
رنجاور
رنجاندن
رنجاندن
رنجاننده
رنجاننده
رنجانیدن
رنجانيدن
رنجانيدن
رنجور
رنجور شدن
رنجور کردن
رنجور كردن
رنجورکردن
رنجورى
رنجوركردن
رنجوركردن
رنجوری
رنجوري
رنجوساز
رنجه
رنجه دادن
رنجه داشتن
رنجه اور
رنجه کردن
رنجه كردن
رنجه
رنجه دادن
رنجه داشتن
رنجه اور
رنجه كردن
رنجیدن
رنجیدن از
رنجیده
رنجیده خاطر
رنجيدگي
رنجيدگي
رنجيدن
رنجيدن
رنجيدن از
رنجيده
رنجيده خاطر
رنجيده
رنجيده خاطر
رنسانس
رنسانس
رنگ
رنگ برنگ
رنگ باختن
رنگ بنفش
رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
رنگ به رنگ
رنگ دانه
رنگ دانه کرومیوم
رنگ شب نما
رنگ شدن
رنگ شاخص كوه و رودخانه و جنگل و غيره در نقشه
رنگ شاخص كوه ورودخانه وجنگل وغيره درنقشه
رنگ شاه بلوطی
رنگ شتری
رنگ شنی
رنگ شني
رنگ راه راه
رنگ راهراه
رنگ روغنی
رنگ روغني
رنگ رفتگي
رنگ رفتن
رنگ رفته
رنگ ثابت
رنگ ثابت خورده
رنگ ثابت زدن
رنگ آبی مايل به ارغوانی روشن
رنگ آبی مايل به خاكسترى
رنگ آبی مايل به سبز
رنگ آبی كمرنك
رنگ آبی فولادى
رنگ آجرى
رنگ آلبالويی
رنگ ابری زدن
رنگ ابی سیر
رنگ ابي مايل بسبز
رنگ ارغوانی
رنگ ارغوانی روشن
رنگ ارغوانی مايل به سياه
رنگ ارغوانی مايل به قرمز سير
رنگ ارغوانی متمايل به زرد كمرنگ
رنگ ارغواني
رنگ ارغواني مايل بسياه
رنگ اور
رنگ انيلين
رنگ امیزی
رنگ جزءی
رنگ جزيي
رنگ خرمايي مايل بقرمز
رنگ خاکستری مایل به زردوسبز
رنگ خاكسترى و سياه آهن
رنگ خاكسترى مايل به قهوه اى
رنگ خاكستري مايل به زرد وسبز
رنگ صورتی
رنگ صورتي
رنگ طبيعی
رنگ طبيعي
رنگ عاج
رنگ زدايي
رنگ زدن
رنگ زرد
رنگ زرد براق مايل به قرمز
رنگ زرد روشن
رنگ زرد طلا يي
رنگ زرد مايل به سبز سير
رنگ زرد كمرنگ يا كرم نزديك رنگ سفيد
رنگ زردروشن
رنگ زردطلاءی
رنگ زردسبز
رنگ زردمایل به قرمز
رنگ زردفرنگی
رنگ زن
رنگ زنی
رنگ زني غليط
رنگ زیتونی
رنگ سبز
رنگ سبز شبدرى
رنگ سبز شبدري
رنگ سبز مايل بابی
رنگ سبز مايل به زرد خاكسترى
رنگ سبز يشمی
رنگ سبز يشمي
رنگ سربی
رنگ سربي
رنگ سرخ آتشی
رنگ سرخ اتشی
رنگ سرخ اتشي
رنگ سوبیاءی
رنگ سیاه
رنگ سیاه دوده
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
رنگ سياه
رنگ سياه دوده
رنگ سياه و لكه هاى سياه روى پوست
رنگ سياه مايل به ارغواني
رنگ و روغن كار
رنگ ورو رفته
رنگ ورورفته
رنگ وروغن زدن
رنگ واب فریبنده زدن به
رنگ واب فريبنده زدن به
رنگ گردوءی
رنگ گل شقایق
رنگ گل شقايق
رنگ گلی
رنگ گلي
رنگ قرمز روشن
رنگ قرمز قهوه اى
رنگ قرمز مايل به آبی كه براى رنگ آميزى پشم و ابريشم و چرم به كا ر می رود
رنگ قرمز مايل به زرد
رنگ قرمزقهوه ای
رنگ قرمزمایل بابی
رنگ قرمزمایل بارغوانی
رنگ قرمزمایل به ابی
رنگ قرمزمایل به زرد
رنگ قهوه اى روشن مايل به زرد و خاكسترى
رنگ قهوه اى فندقی
رنگ قهوه ای روشن مایل بزردوخاکستری
رنگ قهوه ای کمرنگ
رنگ قهوه ای مایل به قرمز
رنگ قهوه اي روشن مايل بزرد و خاكستري
رنگ قهوه اي فندقي
رنگ قیافه
رنگ لاکی
رنگ لیموءی
رنگ کبود
رنگ کشمشی
رنگ کردن
رنگ کردن زمينه
رنگ کردن نخ پارچه
رنگ کاری روی گچ خشک
رنگ کاکاءو
رنگ کتانی
رنگ کور
رنگ کنف
رنگ کهرباءی
رنگ کم
رنگ کمرنگ
رنگ نرو
رنگ ناپذير
رنگ ناپذير كردن
رنگ چای
رنگ نگاري
رنگ نقاشی
رنگ نقاشي
رنگ چهره
رنگ نفاشي قرمز
رنگ چیزی رابردن
رنگ نیل
رنگ نيل
رنگ هاى نقاشی
رنگ های مرءی درطیف بین
رنگ مرمرى زدن
رنگ مايل به قرمز
رنگ مختصر
رنگ متوسط
رنگ مغز پسته اى
رنگ محو
رنگ پرتغالی روشن
رنگ پرتغالي روشن
رنگ پریده
رنگ پریده شدن
رنگ پریده شدن یاکردن
رنگ پریده کردن
رنگ پریده یاسفیدشدن
رنگ پريدگي
رنگ پريدن
رنگ پريده
رنگ پريده شدن
رنگ پريده كردن
رنگ پريده يا سفيد شدن
رنگ پريده ياسفيد شدن
رنگ پاش
رنگ پاشیدن
رنگ پذير
رنگ پس دادن
رنگ كشمشي
رنگ كردن
رنگ كارى با رنگی كه در آب حل شده و با عسل و صمغ آميخته شده
رنگ كاري با رنگي كه در اب حل شده و با عسل و صمغ اميخته شده
رنگ كتان شسته نشده
رنگ كتاني
رنگ كور
رنگ كنف
رنگ كننده
رنگ كهربايي
رنگ كم
رنگ كمرنگ
رنگ یاخته ای
رنگ یاقوتی
رنگ یانوردرخشان
رنگ ياخته ای
رنگ ياقوتي
رنگ فندقی
Copyright ©
Philip M. Parker
,
INSEAD
.
Terms of Use
.